جایگاه حرم مطهر رضوی در سیاست مذهبی صفویان
حمیدرضا مطهری[1] و سعید نجفی نژاد[2]
چکیده
ظهور صفویان و به دنبال آن رسمی سازی مذهب تشیع در ایران، تحولات فرهنگی زیادی پدید آورد که آثار آن تا به امروز نیز باقیست. پادشاهان صفوی در این راه از ابزارهای متعددی استفاده کردند که توسعه اماکن مذهبی شیعی، یکی از آنها بود. بی گمان مهمترین مکان مذهبی در ایران، حرم مطهر امام رضا علیه السلام بود. بارگاه علی بن موسی الرضا علیه السلام با توجه به اینکه در درون مرزهای قلمروی صفوی بوده و صفویان نیز خود را از طریق امام موسی کاظم علیه السلام منسوب به آن حضرت می دانستند، نسبت به قبور سایر ائمه علیهم السلام از موقعیت خاصی برخوردار بوده است. از این روی پادشاهان صفوی توجه ویژه ای به این آستانه مقدس داشته و از ظرفیت های آن مکان برای ترویج تشیع بهره برداری کردند. این پژوهش سعی دارد ضمن تبیین جایگاه حرم مطهر رضوی در درون سیاست مذهبی صفویان برای ترویج تشیع، بصورت موردی نگاهی به کارکردهای این مکان در امر توسعه تشیع داشته باشد. در این نوشتار برای رسیدن به درک مناسبی از این موضوع، جایگاه این مکان در تاریخ نگاری عصر صفوی مورد بررسی قرار خواهد گرفت. گزارش های تاریخی حکایت از توجه زیاد پادشاهان صفوی به این بارگاه مطهر دارد و زیارت، توسل، عبادت و اعتکاف و دفن در حرم و ... از مواردی هستند که مورد توجه مورخان قرار گرفته اند.
واژگان کلیدی: بارگاه رضوی، مشهد مقدس، تشیع، پادشاهان صفوی
مقدمه
یکی از مراکزی که بشدت در جریان تحولات مذهبی عصر صفویه مورد استفاده پادشاهان صفوی قرار گرفت، بارگاه مطهر رضوی بوده است. حرم مطهر امام رضا علیه السلام دارای ویژگی هایی بوده که خاندان صفوی با شناسایی و بهره برداری از این ویژگی ها به روند ترویج تشیع سرعت بخشیدند. در واقع سیاست مذهبی صفویان اینگونه ایجاب می کرد که از این مکان استفاده حداکثری را در راه گسترش تشیع ببرند. علاقه مندی پادشاهان صفوی و شخصیت های حکومتی این دوره به زیارت آستان مقدس ثامن الائمه علیه السلام و توسل و استمداد از ایشان، موجب گردیده بود تا مورخان این دوره همانند دوره های پیشین تاریخ ایران دوره اسلامی که تقریباً تمامی توجه آنها به تاریخ سیاسی و گزارش زندگانی پادشاهان بوده است، به ذکر این تعاملات بپردازند. تعاملاتی که با ابراز علاقه و اظهار ارادت از طرف این افراد نسبت به بارگاه امام رضا علیه السلام همراه بوده است.
اهمیت این موضوع علاوه بر آشنایی با پیشینه تاریخی جایگاه آستانه مقدسه رضوی و میزان توجه به آن مکان در ادوار مختلف تاریخی، از این حیث نیز قابل توجه است که نقش این مکان مقدس را در گسترش تشیع در این دوره نشان می دهد. همچنین این پژوهش می تواند نشانگر ابراز ارادت های صفویان به امام هشتم و بارگاه مطهر ایشان باشد.
در این تحقیق سعی خواهد شد با پرداختن به نقش بارگاه مطهر رضوی در روند گسترش تشیع توسط پادشاهان صفوی، تصویری منطقی و روشن از این موضوع ارائه داده شود. همچنین با تکیه کامل بر تاریخ نگاری عصر صفوی، نقش و جایگاه حرم مطهر رضوی در جریان گسترش تشیع در ایران مورد بررسی قرار گرفته و سیاست های مذهبی صفویان را با تکیه بر نقش و جایگاه این مکان مورد واکاوی قرار خواهند گرفت.
پس از بررسی های مفصل در مورد پیشینه این تحقیق، مشخص شد پژوهشی که مستقلاً به این موضوع پرداخته باشد، تا کنون انجام نشده و حتی موضوعات نزدیک به این بحث نیز یافت نشد. نهایتاً سه مقاله با عناوین «درآمدی بر شناخت کتیبه های دوره صفوی حرم امام رضا علیه السلام» (سیدهاشم حسینی – مجله مشکوه)، «سیاست مذهبی صفویان و پیامد آن بر توسعه موقوفات حرم امام رضا علیه السلام» (زهرا طلایی – فصلنامه پژوهش های تاریخی) و همچنین یک پایان نامه با عنوان «رشد و گسترش تشیع در شمال خراسان از آغاز تا پایان دوره صفویه» (حمیدرضا ولی زاده – دانشگاه فردوسی مشهد) یافت شد که همانطور که از عناوین این پژوهش ها نیز مشخص است ارتباط موضوعی اندکی با نوشتار حاضر دارند. اما به هر حال از درون این تحقیق ها مطالبی هر چند اندک می توان یافت که با این پژوهش مرتبط هستند.
جایگاه حرم مطهر رضوی در بین شیعیان ایران قبل از صفوی
پس از شهادت امام رضا علیه السلام، همواره آرامگاه مطهر ایشان به عنوان یک مکان مقدس شناخته می شد. اما با وجود دولت های سنی مذهب که یکی پس از دیگری در ایران به حکومت می رسیدند، فضای سیاسی مذهبی اجازه نمی داد که این مکان به لحاظ تعداد زائر و امکانات محل، توسعه زیادی بیابد. حتی بارگاه مطهر رضوی از خرابی های دوران پیش از صفویه نیز در امان نماند و چند مرتبه به دلائل تعصبات مذهبی و زیاده خواهی های سیاسی، تخریب شد. یک نمونه از آنها تخریب گنبد حرم امام رضا علیه السلام توسط سبکتکین بود که البته توسط پسرش سلطان محمود غزنوی دوباره تعمیر شد (فاضل بسطامی، 1393: 79 و 80) همچنین در دوره سلجوقی و سال 548 هجری هم با حمله ترکان غز، آسیبی به حرم مطهر وارد شد که چند سال بعد و در دوره سلطان سنجر ترمیم شد. بنا به نوشته ابن ابی الحدید در جریان حمله مغولان، آنها مشهدی که علی بن موسی الرضا علیه السلام و هارون در آنجا بودند را از جای کندند (ابن ابی الحدید، 1390، 8/241) هر چند که عطاملک جوینی در ذکر حمله مغولان به آن منطقه چیزی از تخریب این مکان نقل نمی کند (جوینی، 1367: 115)
اما با تشکیل دولت صفوی و سیاست مذهبی که آنها در پیش گرفتند، این مکان به سرعت توسعه یافت و زائران فراوانی برای زیارت این مکان وارد آنجا می شدند. در دوره صفویه بارگاه مطهر امام رضا علیه السلام بقدری توسعه یافت که به هیچ وجه قابل مقایسه با ادوار قبل از خود نبود.
جایگاه معنوی حرم رضوی در منابع تاریخی دوره صفویه
در دوره صفوی جایگاه حرم مطهر رضوی نه به عنوان مرقد مطهر حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام، بلکه به مثابه مکانی برای تبلیغ مذهب تشیع اثناعشری مورد توجه قرار داشت. چرا که اساس حرکت صفویان به سمت ترویج تشیع، بر پایه تبیین هر چه بیشتر جایگاه والای ائمه علیهم السلام و جلب محبت روز افزون مردم به سوی ایشان استوار بود.
پادشاهان دوره صفوی ترویج مذهب تشیع را اولویت اول خود قرار داده و آن را مهمترین وظیفه خود تلقی می کردند. آنها برای ترویج تشیع و تبیین جایگاه اهل بیت علیهم السلام برای مردم، با شناسایی راه های مقبول و منطقی برای رسیدن به این هدف، عوامل حکومتی، فقهای شیعه، تاریخ نگاران و عامه مردم را ترغیب می کردند تا در این راه مددکار آنان باشند.
لازم به ذکر است که در جریان این تبیین جایگاه اهل بیت علیهم السلام، شخصیت و جایگاه امام رضا علیه السلام دارای جایگاه ویژه ای در این دوره بوده است. سه دلیل موجب این منحصر به فرد بودن شده بود. اولاً اینکه مرقد مطهر امام رضا علیه السلام در درون مرزهای قلمرو صفویان واقع بوده و دسترسی به آن آسان تر بوده و مردم به لحاظ ارتباط فیزیکی و معنوی با این مکان میتوانستند علقه های بیشتری داشته باشند. علاوه بر اینها ذکر کرامات و معجزاتی که در حرم مطهر صورت میگرفت و حاجت هایی که در آنجا اجابت میشد نیز موضوع مناسبی برای ترغیب مردم به سوی این مکان بوده است. ثانیاً صفویان خود را از اولاد امام موسی کاظم علیه السلام می دانستند و این امر مورد پذیرش مردم نیز بود (تشکیک در مورد سیادت صفویان در دوره معاصر انجام شده است) از این حیث نیز قطعاً توجه ویژه پادشاهان صفوی جهت اعتلای جایگاه این مکان می توانست به جریان رو به رشد تشیع کمک کند. نکته سوم نیز مربوط به مدفون نمودن تعداد زیادی از افراد سرشناس سیاسی و مذهبی این دوره در این مکان مقدس می شود که متعاقباً از این لحاظ که دفن شدن در حرم امام معصوم به لحاظ ارزشی، به تنهایی، مؤید جایگاه والای ائمه علیهم السلام در مبانی مذهب تشیع و ارتقای توجه به این حضرات به عنوان انسان های برگزیده ای که در روز جزاء شفیع شیعیان و محبان خویش خواهند بود، می توانست در ترویج فرهنگ شیعی بسیار مؤثر باشد.
در بیان ارزش و عظمت بارگاه امام رضا علیه السلام، مورخان دوره صفوی مطالب زیادی ذکر کرده اند که در اینجا تنها به چند مورد از آنها و از جمله حدیثی که پیامبر (ص) در مورد ارزش زیارت این مکان فرموده اند که به نظم درآورده شده و در برخی کتب تاریخی این دوره ذکر گردیده، اشاره می شود.
یک طواف درش از قول رسول مدنی تا به هفتاد حج نافله یکسان آمد (حسینی قمی،1359: ج 1، 108 ؛ ترکمان، 1387، ج 2: 611)
قاسمی حسینی گنابادی نیز در کتاب شاه اسماعیل نامه این ابیات را در مدح آستانه مقدسه ذکر کرده است:
«تمنّا کند کعبه از آستان که خود را کند فرش آن راستان
(حسینی گنابادی، 1387: 322)
این ارزش و اعتبار بارگاه امام رضا علیه السلام در دوره صفوی که در آثار تاریخ نگاران این دوره هویداست، مورد تأیید جهانگردان اروپایی نیز بوده است که در آن سال ها در ایران حضور داشته و مشاهدات خود را در قالب سفرنامه هایی ذکر کرده اند. انگلبرت کمپفر یکی از این افراد بوده که در این ارتباط می نویسد:
«برجسته ترین، بزرگترین و زیباترین مقابر متبرّک ایران بدون تردید اینها هستند؛ اول حرم امام هشتم حضرت امام رضا علیه السلام در مشهد، دوم حرم خواهرش حضرت معصومه (س) در قم و در مرحله سوم بقعه شیخ صفی در اردبیل» (کمپفر، 1360: 136)
جالب تر از نظرات تاریخ نگاران وابسته به حکومت صفوی و سفرنامه نویسان بی طرف، سخن روزبهان خنجی نویسنده متعصب اهل سنت دوره صفویه است که در کتاب مهمان نامه بخارا تمجیدی عظیم از حرم مطهر امام رضا علیه السلام دارد:
روز بهان خنجی در بخشی مستقل با عنوان «ذکر فضیلت زیارت امام علی بن موسی سلام الله علیه و تحیه و رضوانه» می نویسد: «زیارت قبر مکرم و مرقد معظم حضرت امام ائمه الهدی سلطان الانس و الجن امام علی بن موسی الرضا ... موجب حیات دل و جانست مرادات همه عالم از آن درگاه با برکات حاصل و فی الواقع ربع میمونش توان گفت که از اشرف منازل است» (روزبهان خنجی، 1341: 336)
یکی از نکات مهم در سیاست مذهبی پادشاهان صفوی توجه فراوان آنها به آستانه مقدسه امام رضا علیه السلام است. از همین روی است که شاه طهماسب زمانی که می خواهد مشاهد مبارکه و مکان های مقدس را از غبار مناهی پاک سازد اولویت را بر مشهد مقدس امام رضا علیه السلام قرار داد.. مؤلف خلاصه التواریخ، انگیزه و تصمیم شاه طهماسب را برای این اقدام اینگونه نقل می کند: «خلوص عقیدت و ولای آن شاه مؤمنان پناه اقتضا نمود که ساحت مشاهد مقدسات بل حواشی عتبات عالیات سدره مرتبات که مطرح انوار فتوحات عالم بالا و قبله گاه کروبیان ملأ اعلی اس،. خصوصاٌ روضه منوره و مشهد معطر حضرت امام مفترض الطاعه واجب العصمه سلطان الاولیاء و برهان الاتقیا اقضی من قضی بعد جده المصطفی و ابیه علی المرتضی صاحب الصبر و التسلیم و الرضا امام الجن و الانس سلطان علی بن موسی الرضا علیهما التحیه و الثناء از غبار منهیات و آلایش مکروهات منزه و مصفا باشد» (حسینی قمی، 1359، ج 1: 380)
سیاست مذهبی پادشاهان صفوی و حرم مطهر رضوی
پادشاهان صفوی برای دستیابی به هدف اصلی خود، یعنی ترویج تشیع، حساب ویژه ای روی معنویت حاکم بر حرم امام رضا علیه السلام و جاذبه ای که می توانست در گردآوری شیعیان و تحکیم پایه های اعتقادی داشته باشند، باز کرده بودند. جهش یکباره توجه به این مکان و استفاده از آن در ترویج تشیع در این دوره، بازتاب های زیادی داشته است که می توان آن را بصورت ملموس و گاه آماری نیز مورد سنجش و مقایسه با ادوار قبل از خود قرار داد.
اگر بخواهیم بطور خلاصه، عوامل ارتقاء جایگاه حرم مطهر رضوی در دوره صفویه را مورد بررسی قرار دهیم، باید از مهمترین عامل این ترقی، یعنی سیاست مذهبی پادشاهان صفوی سخن به میان آوریم که همه چیز را در دوره صفوی به نوعی تحت الشعاع خود قرار داده بود.
شواهدی در اختیار داریم که ما را به این سو رهنمون می سازند که شاه اسماعیل از مدت ها پیش از فتح نقاط مختلف ایران، تمایل زیادی برای رهایی مشهد مقدس از دست بیگانگان داشته است. علاوه بر تمایلات مذهبی او برای تلاش در این راه، آنچه که به بحث اصلی ما مربوط می شود اینکه، او به خوبی درک کرده بود که بدون دستیابی به چنین مکانی که مورد توجه شیعیان ایران می باشد، اقدامات فرهنگی او کارایی مورد انتظار را نخواهند داشت.
زیارت امام رضا علیه السلام
یکی از کارآمد ترین و زود بازده ترین موضوعات در جریان ترویج تشیع در عصر صفوی، زیارت اماکن مقدس شیعی بود و صفویان با جدیت فراوانی این فرهنگ زیارت را ترویج می کردند. بدون اینکه قصد نفی رونق این امور در دوره پیش از صفویه را داشته باشیم باید گفت که در این دوره، این مهم، جنبه عمومی به خود گرفته و به لحاظ کمّی گسترش فوق العاده ای یافت و با ورود علما به صحنه امور مذهبی کشور و قدرت گیری آنها در این دوره و در کنار آنها، مداحان و تبرائیان، زمینه را برای آشنایی بیشتر مردم با این امور فراهم ساختند و نتیجه آن شد که اماکنی مانند مشهد مقدس امام رضا علیه السلام مورد توجه روزافزون قرار گرفت. توجهی که توأم با اخلاص ورزی های فراوانی بوده است. گزارش های تاریخی مؤید اعتقاد همگانی به مقام والای حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام است که در احترام ورزیدن های مردم و مقامات حکومتی به این آستان مقدسه جلوه گری می کرد.
ظاهراً اولین زیارت خاندان صفوی در کسوت پادشاهی، مربوط به شاه اسماعیل و زمانی که برای نبرد با شیبک خان ازبک آماده می شد، بوده است. حدوداً از یک سال قبل از آغاز جنگ، نامه هایی تند همراه با تهدیدها و تحقیرهایی بین شاه اسماعیل و خان ازبک رد و بدل می شد. اسکندر بیگ ترکمان با ذکر محتوای این نامه ها، شرایط قبل از رویارویی را چنین بیان می کند:
«خاقان سلیمان شأن دو سه مرتبه رسولان سخندان سیما شیخ زاده لاهیجی را که از مشاهیر مستعدان روزگار بود، به رسالت فرستاده، به ترک فتنه و ستیز دلالت نمودند. او از بخت برگشتگی در جواب، سخنان خشونت آمیز نوشته، لاف های گزاف زد و اظهار نموده بود که گزاردن حج اسلام در دل رسوخ دارد آیا وعده ملاقات در کدام محل خواهد بود. خاقان سلیمان شأن نیز جواب مکتوب بر نهج مرغوب نوشته فرستادند که ما را نیز طواف مرقد منور حضرت امام الجن و الانس در دل رسوخ دارد ان شاءالله وعده ملاقات در مشهد مقدس معلی است» (ترکمان، 1387، ج 1: 37) مؤلف کتاب «مرآت واردات» نیز این وقایع را از زاویه ای دیگر نگریسته و هدف اصلی شاه اسماعیل را زیارت مضجع شریف امام هشتم بیان کرده و می نویسد:
«جهت زیارت جدّ بزرگوار ... اعنی حضرت علی موسی الرضا علی التحیه و الثنا اراده این احقرالعباد تصمیم پذیرفته از آنجا که مشهد مقدس طوس در ضلعه توابعات قلمرو ایشان است یقین که جهت دید وادید، حرکت از مستقرالسلطنه هرات به صوب مقام نزول اینجانب بلاترد خواهند فرمود» (طهرانی، 1383: 82 و 83)
شاه طهماسب نیز با توجه به روحیات مذهبی و علاقه فوق العاده ای که به خاندان عصمت و طهارت داشت به دفعات به زیارت این آستان مقدس شتافت. عبدی بیگ در مورد زیارت رفتن شاه طهماسب می نویسد: «شاه طهماسب از جام به مشهد مقدس رضوی آمده به دولت زیارت عتبه علیه و سده سدره مرتبه رضیه رضویه علی من حلّ فیها الف صلوه و تحیه کل آن و حین من الله و الملائکه و الناس اجمعین مشرف گشته چند روز در آن آستان فلک آشیان قیام فرمود» (عبدی بیگ، 1369: 88)
در دوران حکومت شاه طهماسب، علاوه بر خود او یک مقام عالی رتبه دیگر، یعنی همایون، پادشاه هند نیز به زیارت امام رضا علیه السلام رفت که تاریخ نگاران این دوره در کتاب هایشان به آن اشاره داشته اند. قاضی احمد قمی شرح این زیارت را به این صورت به نگارش درآورده است:
«حضرت پادشاه (همایون پادشاه هند) ... متوجه زیارت عتبه عرش منزلت امام مفترض الطاعه واجب العصمه ثامن الائمه الاطهار و سابع قبله الابرار اقضی بعد جده المصطفی و ابیه المرتضی امام الجن و الانس سلطان ابوالحسن علی بن موسی الرضا گردیده و چون نظر اطهرش بر مرقد خلف خیرالبشر فتاد، روی اخلاص بر آن آستان قبله ارباب اختصاص نهاده، قطرات اشک از فواره دیده روان گردانید» (حسینی قمی، 1359،ج 1: 306 و 307)
زیارت مشهد رضوی به دلیل توجه شاه اسماعیل و شاه طهماسب و اقدامات آنها در توسعه، نوسازی و تأمین مایحتاج زوار، به ویژه در زمانی که آرامش در خراسان برقرار و قوای ازبک عقب رانده شده بودند، به شکل یک سنت مذهبی مهم، مورد توجه مردم و سایر درباریان قرار گرفت. (ایزدی، 1395: 196 و 197) این سنت شدن، تأثیر زیادی در گرایش عموم مردم به زیارت این مکان مقدس داشته است. مردم ایران که دلباخته خاندان پیامبر (ص) بودند، با حمایت و دلگرمی پادشاهان صفوی بیش از پیش در گرم نگاه داشتن تنور توجه به بارگاه مطهر رضوی تلاش می کردند. همین حضور در این محل، تبلیغی عملی برای مذهب تشیع و آموزه تولّی که از ارکان تشیع می باشد، محسوب می شد.
شاه اسماعیل دوم نیز که در مورد عقاید مذهبی او سخنان ضد و نقیضی مطرح است و حداقل برای ما مسجّل است که او با تبرائیان برخورده کرده و جلوی اقدامات آنها را گرفته است (ترکمان، 1387، ج 1: 213 و 214) در دروان قبل از رسیدن به پادشاهی به زیارت حرم مطهر حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام رفته بوده است.
«پیاده از آنجا احرام طواف آستان ملک مطاف بسته، از روی سکینه و وقار و تکرار صلوات و اذکار بدان مکان شریف و مشهد منیف داخل شدند. بعد از مراسم زیارت و لوازم طاعت و عبادت مضمون این مقال ادا فرمود:
ندارم جز طواف کوی تو چون مقصد دیگر نبندم جز خیال روضه ات نقش دگر در دل»
(حسینی قمی، 1359، ج 1: 384)
همچنین از زیارت معروف شاه عباس اول که با پای پیاده از اصفهان تا مشهد صورت پذیرفت حکایت به میان آمده است که در واقع کانون اصلی توجه تاریخ نگاران صفوی به موضوع زیارت امام رضا علیه السلام می باشد. در سال 1010 ق شاه عباس از اصفهان پیاده به مشهد مقدس رفت» (حسینی تفرشی، 1388: 39) او «در عرض بیست و هشت روز آن مسافت بعیده را قطع فرموده همعنان مراحل توفیق داخل شهر مشهد مقدس معلی و روضه مطهر مزکی شده بادراک سعادت طواف و زیارت آن مرقد منور و مشهد معطر فایز گشته» (ترکمان، 1387، ج 2: 611)
زیارت بارگاه مطهر علی بن موسی الرضا علیه السلام توسط شاه عباس دوم (1053 – 1077 هجری) و نیز توقف پنجاه روزه او در مشهد در تاریخ نگاری عصر صفوی منعکس شده است. وحید قزوینی در «عباسنامه» این سفر را اینگونه شرح می دهد:
«قرب پنجاه روز که مشهد مقدس مقر رایات دولت و اعلام اقبال بود اکثر اوقات بزیارت آستانه مقدسه که بر ذمت اعتقاد فرض بود اقدام مینمودند» (وحید قزوینی، 1329: 104 و 105) واله قزوینی اصفهانی نیز در این مورد می نویسد: «در مدت پنجاه و چهار روز که آن ارض مقدس محل نزول خسرو جهانگشای بود اغلب اوقات به دریافت موهبت زیارت و طواف آن روضه ملایک مطاف و دعا و طلب حاجات قیام و اقدام می نمودند» (واله قزوینی اصفهانی، 1382: 458)
مؤلف زبده التواریخ هم اخباری از زائر حرم رضوی شدن سلطان حسین (1135 – 1105 هجری) به این نحو گزارش می دهد: «در سنه 1118 هجری موکب همایون به عزم زیارت وارد مشهد مقدس گردیده، مدت چهار ماه در مشهد مقدس توقف نموده ...» (مستوفی، 1375: 116)
استمداد از امام رضا علیه السلام در انجام امور مهم
بارگاه مطهر امام رضا علیه السلام مهمترین و ارزشمنترین مکانی بود که یک فرد شیعه در داخل ایران می توانست برای رفع حاجات خود دست نیاز به دامن صاحب روضه متبرکه دراز کند. در هیچ دوره ای از تاریخ ایران اسلامی تا عصر صفویه، بارگاه مطهر رضوی به اندازه دوره حاکمیت صفویان رونق نداشته است. رونق یاد شده همراه با حضور مردمی چشم نواز تر می شد که نیل به آمال خود را در دست امام رضا علیه السلام می دیدند. همین امر به نوبه خود موجب ترویج گسترده تشیع و به طور مشخص، فرهنگ زیارت قبور ائمه علیهم السلام و توسل به ایشان می شد.
تضرع شاه اسماعیل به درگاه امام رضا علیه السلام و مددجویی از ایشان قبل از جنگ، یکی از این موارد است که خورشاه بن قبادالحسینی اینگونه به قلم آورده است: «به شرایط زیارت مشهد مقدس و مرقد منوّر سلطان الاولیاء، امام الانس و الجن، علی بن موسی الرضا علیه التحیّه و الدعا اقدام نموده در آن مکان متبرک دست تضرع و ابتهال به دعا برداشته از حضرت ذوالجلال فتح و نصرت مسألت فرمود و ... بعد از تقبیل آستان به سوی خصم روان شد» (خورشاه بن قبادالحسینی، 1379: 49)
مؤلف لبّ التواریخ هم نمونه ای از این استمدادهای شاه اسماعیل از علی بن موسی الرضا علیه السلام را به این صورت شرح می دهد: «حضرت اعلی با جمیع امرا و عساکر بعد از تشرف به شرف زیارت حضرت امام علی بن موسی الرضا صلوات الله و سلامه علیه و علی آبائه الکرام استمداد همت از آن آستان ملائک آشیان نمود» (حسنی قزوینی، 1314: 251)
در کتاب خلاصه التواریخ نیز در این ارتباط از شاه طهماسب سخنی به میان آمده است. «خسرو فریدون فر به مشهد مقدس معلی مزکی خود را رسانیده، احرام زیارت و طواف مرقد منور امام مفترض الطاعه واجب العصمه، صاحب التسلیم و الصبر و الرضاء امام الجن و الانس ابوالحسن علی بن موسی الرضا صلوات الله و سلامه علیهما
هفتاد حج نافله یک طوف مرقدش بهتر ز خلد، روضه پاکش هزار بار
بسته، بدان سعادت سرافراز گشتند و از روحانیت آن حضرت علیه التحیه و الثناء و حضرات ائمه هدی، علیهم سلام الله الملک الاعلی استمداد همت نموده ...»(حسینی قمی، 1359، ج 1: 178 و 179)
تاریخ نگاران دوره صفوی علاوه بر پادشاهان، از دعا و توسل سرداران و بزرگان حکومت صفوی به درگاه امام رضا علیه السلام نیز سخن به میان آورده اند. توسل و اظهار ارادت حسام بیگ، سردار شاه اسماعیل به جانب امام رضا علیه السلام، نمونه ای از این توسلات است.
«چون حسام بیگ از قلعه بیرون آمده روی کرد به جانب مشهد مقدس حضرت امام رضا – علیه التحیه و الثنا – و به مناجات درآمد و گفت: یا امام غریب ! ما غریبیم و ملازمان تو غریب نوازند. یا حضرت ! مدد و معاونی نداریم به غیر از حضرت تو» (مؤلف ناشناخته، 1363: 397)
ذکر کرامات و امور فرا مادی
معجزات و کرامات نقل شده از ائمه علیهم السلام، غالباً موجب ارتقاء ایمان شیعیان به حقانیت این مذهب و جایگاه فرابشری امامان می شود. خاستگاه صوفیانه پادشاهان صفوی و رونق ذکر کرامات و امور فرا مادی در دوره صفوی در بین مردم که از دوره حمله مغول به بعد در ایران گسترش یافته بود، از عوامل مؤثر در پذیرش آسان تر این امور از سوی مردم بود.
آنچه که به بحث ما مربوط می شود، سهم تأثیر نقل این نوع مسائل در گسترش مذهب تشیع و جایگاه حرم مطهر رضوی می باشد. مسلماً مردم با دیدن معجزات و شنیدن اخبار مربوط به کرامات رخ داده در این مکان و رؤیاها و مکاشفاتی که سایرین داشته اند، به طور طبیعی گرایش شان به مذهب تشیع که در درون خود چنین قدرت های فوق بشری را دارد که با توسل به امام، مشکلات بزرگ از طرق غیر مادی حل می شوند، افزون تر می گشت. بخش قابل توجهی از ذکر امور فرا مادی در دوره صفویه مربوط به ارتباط پادشاهان صفوی با امام رضا علیه السلام در وجوه مختلفی می باشد. که وجه غالب آن با تکیه بر مضجع شریف حضرت و مرکزیت حرم مطهر رضوی در این نوع امور می باشد. از جمله این موارد، اظهار حضور امام رضا علیه السلام برای یاری سپاهیان می باشد که توسط شاه اسماعیل ذکر شده است:
«چون شهریار جم قدر دید که جوانان دست راست و دست چپ در میان سپاه ازبک غوطه خوردند، آن حضرت دید که از طرف مشهد مقدس معلی گردی برخاست، روی کرد به مردم قلب که الحمدلله و المنه که حضرات علیهم السلام تشریف آوردند و آن شهریار سجده کرد و شمشیر جهانگشای را قبضه گرفت و ...» (مؤلف ناشناخته، 1363: 443)
ماجرای سیدمختارعالم اهل جبل عامل که برای تبلیغ تشیع در دوران ایلخانان به ایران آمده بود نیز جریان قابل تأملی است که در تاریخ نگاری عصر صفوی منعکس شده است. اصل ماجرا از زبان سید مختار نقل شده است: « مردم گفتند: ای حضرت خطیب (سیدمختار) در چه اراده ای؟ گفت: خطبه می خوانم. پرسیدندکه: چه خطبه؟ گفت: خطبه ائمه اثنی عشر؛ هنوز عشر را تمام نکرده بود که ریختند و او را ار منبر به زیر آوردند و از مشت و لگد او را هلاک کردند و سلطان روی کرد به میرعلی شیر که چه کنم با مردم هرات؟ او از روی تعصب گفت: اگر خواهی که پادشاهی را از دست به در نکنی، می باید به این فکر نیفتی و الابگذار تا ببینیم چون می شود و این کار از پیش نرفت. سیدمختار چون آن سخن شنید، از بسیاری غم و اندوه بر خود بلرزید و نا امید شد و با خود گفت: من این همه راه را از جبل عامل آمده ام به امید رواج مذهب و حال دیگر روی آن ندارم بروم. چه کنم؟ و روی کرد به جانب مشهد مقدس و گفت: یا امام! راهی پیش من بگذار که چه کنم و به کجا روم؟ چون شب شد در خواب نور پاک حضرت امام رضا علیه السلام را دید و آن حضرت گفت: ای سیدمختار! در سبزه وار بوده باش ... صبر کن که تا هفده سال دیگر در این ملک خطبه ما را خواهی شنید» (مؤلف ناشناخته، 1363: 287 و 288)
همچنین ماجرایی از استمداد شاه اسماعیل از امام رضا علیه السلام و مکاشفه ای که رخ داده است نیز ذکر شده است که بعد از فتح مشهد، شاه اسماعیل خواست به جانب هرات لشکرکشی کند، اما امرای قزلباش از شاه اسماعیل خواستند که برای مدتی در این شهر بماند و سپس برای جنگ به هرات برود که شاه اسماعیل در جواب گفت: «حضرت فرمود که عریضه ای بنویسیم و رخصت این جنگ در آن عریضه طلب نمایم و در حضور شما همراه نوشته را ببریم و در بالای صندوق فیض آثار حضرت امام علیه السلام بگذاریم و در روضه را قفل نموده شماها کشیک بدارید با تمام امرا. فردا در حضور شما برویم بر سر عریضه؛ اگر حضرت رخصت داده باشند دیگر چه به از این و اگر جواب نداده باشد، برگردیم برویم به جانب عراق. امرا تمام دعای شاه را بجای آوردند و نوشتند آن عریضه را به همین مضمون که: «عرضه داشت غلامان به اخلاص این درگاه اسماعیل و قزلباش – کلهم اجمعین – به عرض بندگان درگاه می رسانند که اراده جنگ شاهی بیگ داریم. امر حضرت است که در این زودی برویم بر سر شاهی بیگ یا صبر کنیم تا وقت دیگر، امر امام چیست؟ امراعلی. و چون عریضه را نوشتند، شاه با امرا آمدند به روضه مطهر مقدس و آن عریضه را در بالای صندوق آن حضرت گذاشتند و طواف آن مرقد مطهر نموده بیرون آمدند و هر دو در را بستند و قفل کردند و در را مهر زدند تا صباح در آن روضه انور به زیارت و نماز و دعا مشغول بودند. چون آفتاب سر زد، آن شهریار عالی مقدار در را گشوده با امرا آمدند و عریضه را برداشتند و دیدند که در ظهر آن عریضه به خط سبز نوشته که: «رخصت است. بروید که فتح و نصرت با شماست» (مؤلف ناشناخته، 1363: 292 و 293)
همچنین از جمله کرامات مطرح شده در این دوره، ارتباط و دیدار افراد با امام رضا علیه السلام در عالم رؤیاست که از جمله آنها مطلبی است که در کتاب خلاصه التواریخ آمده است: «در آن حین شخصی از مؤمنین در آن روضه عرش منزلت، آن حضرت را سلام الله علیه به خواب دیده که متوجه ولایت جام شده. آن شخص از آن حضرت علیه السلام سؤال کرده که با حضرت به کجا می روید؟ در جواب فرموده اند که به مدد طهماسب می روم» (حسینی قمی، 1359: 183 و 184)
از دیگر معجرات نقل شده، می توان به سخنان سیده ای اشاره کرد که می خواهد معجزه ای از حضرت تشریح کند تا برای خادمان بارگاه مطهر رضوی نشانه ای آشکار باشد و به قول خود او: «بر خادمان عالیشأن با نام، نشان آن روض مقدس، صورت احوال معین و مبین گردد»
در کتاب شرفنامه و در قسمت متفرقات، در نامه ای با عنوان «در تبصره ضعیفه ای سیده نوشته»، این عبارات در مورد یکی از معجزات امام رضا علیه السلام که به احتمال زیاد مربوط به دوره شاه طهماسب صفوی بوده، دیده می شود.
«این ضعیفه سیده را ضعف دیده پدید آمده و به نابینایی کشیده و مدتی مدید از نور دیده محروم گردیده و اطبا و کحّالان در بی علاجی متفق اللفظ و الکلمه بودند، تا شبی حضرت سلطان الاولیا و برهان الاصفیا، نور دیده انس و جان، جان جهان، جهان جان، پناه هر بینا و عمیا، شاه روضه رضا، امام کامل عالم، علی بن موسی الکاظم – علیهم الصلوات و السلام و التحیه و الاکرام – را به خواب دید که دست مبارک بر چشمم مالید و فی الفور روشن شدم. اکنون استدعا دارم که هر کس خصوصاً اطبا و کحالان که مرا نابینا دیده بودند و بر صورت حالم اطلاع اطلاع حاصل نموده، به مقتضای (ولا تکتموا الشهاده) شهادت خود را در این صفحه مرقوم گردانیده تا ارباب یقین و اصحاب شک را تبصره و تذکره باشد و بر خادمان عالیشأن با نام، نشان آن روض مقدس، صورت احوال معین و مبین گردد» (لاری شیرازی، 1389: 389 و 390)
توبه و اعتکاف در آستان مقدس رضوی
ظاهراً در دوره صفوی بارگاه مطهر امام رضا علیه السلام، محلی برای اعتکاف و توبه و بسط نشینی ها بوده است. اگر فرد اول حکومتی در مکانی مقدس اعتکاف چند روزه و گاه چند ماهه داشته باشد، بی گفتگو مشخص است که در رواج این موضوع تا چه اندازه تأثیر مثبت می تواند داشته باشد. پادشاهان صفوی با حضور طولانی مدت در حرم امام رضا علیه السلام علاوه بر آنکه نشان می دادند خود عامل به چنین اموری هستند، راه را برای منکران چنین اموری بسته و از حاضران در این مکان و معتکفان آنجا حمایت روحی و معنوی می کردند.
این نوع ارتباطات با مهمترین مکان مقدس شیعی در ایران، موجب می شد که مذهب تشیع که در دل خود ذکر و دعا را به عنوان عناصری قدرتمند در اختیار دارد، تقویت گردد. اصولاً فرهنگ شیعی آمیخته با ارتباط معنوی بین شیعه و امامان خود می باشد که در عصر غیبت با توجه به سفارشات ائمه علیهم السلام به انابه و برقراری رابطه از طریق ادعیه موجود، این نوع تعاملات مورد تأکید بیشتری قرار می گیرند. حکومت صفوی با بهره گیری از این مقوله، تلاشی هدفمند برای ترویج هر چه بیشتر تشیع انجام دادند. توبه و اعتکاف سلاطین صفوی و دیگران در تاریخ نگاری این دوره به خوبی نمایان شده است که از جمله آنها می توان به توبه شاه طهماسب اشاره کرد. او در اوان جوانی توبه ای کرد که این توبه آثار مثبت بسیاری برای مردم ایران در دوره صفوی و حتی پس از آن داشته است. محل این توبه معروف در حرم رضوی و در کنار مضجع شریف بوده است. سبزواری در روضه الانوار عباسی شرحی از شرایط این توبه را به این نحو ارائه می دهد.
«اتفاقاً، در آن شب جذبه ای از جذبات الهی بر دل آگاهی و خاطر خیرخواه آن پادشاه عالم پناه رسید ... خطابِ (یا ایها الذین آمنوا توبوا الی الله توبه نصوحا) را از ته دل جواب لبّیک گفته، به جهت ندامت و پشیمانی بر ایّام ماضی از سر عجز و تضرّع و زاری و گریه و بی قراری، در آن روضه شریفه روی به درگاه حضرت باری آورده، صیغه توبه را ادا نمود و حضرت امام علیه السلام را گواه ساخت» (سبزواری، 1377: 168)
اما خود شاه طهماسب در تذکره اش جریان توبه در کنار مضجع شریف امام هشتم را اینگونه توضیح می دهد که: «همان شب در واقعه دیدم که در بیرون پنجره پائین پای حضرت امام الضامن امام رضا علیه الف الف التحیه و الثناء دست سیادت پناه میرهای محتسب را گرفته از شراب و زنا و جمیع مناهی توبه کردم» (شاه طهماسب صفوی، 1363: 29 و 30)
تاریخ نگاران عصر صفوی از معتکفانی خبر می دهند که این آستانه مقدسه را مکانی برای راز و نیاز انتخاب می کردند و مدت مدیدی در آنجا سکونت می گزیدند. یکی از این افراد، امیر معزالدین اصفهانی، عالم معروف عصر صفوی بود. مؤلف احسن التواریخ در مورد اعتکاف او در بارگاه رضوی می نویسد: «در روضه عرش مرتبه رضویه، معتکف گشته اوقات خود را صرف افاده علوم دینیه و طاعات و عبادات می فرمود» (روملو، 1357: 405 و 406)
وقف، نذر و تجهیز بارگاه مطهر
پادشاهان صفوی که پیشگامان گسترش فرهنگ شیعی در جامعه بودند از بزرگترین واقفان محسوب می شدند. همین امر موجب تشویق امرا محلی دوره صفوی نیز می شد و بسیاری از وقف نامه ها به نام همین حاکمان محلی در دوره صفویه می باشد
با رسمیت یافتن آیین تشیع، نهاد وقف در ایران در خدمت این آیین قرار گرفت و کاری را که قزلباشان برای اشاعه تشیع در جامعه آغاز کرده بودند، با شیوه ای دیگر دنبال کرد (احمدی، 1390، 48) در این دوره بیشترین موقوفات در جهت تبلیغات مذهبی قرار داشت. در وهله اول وقف بر مزار امامان علیهم السلام و امامزادگان، بیشترین موقوفات را به خود اختصاص داده بود. (عقیلی و طیاطبایی، 1395: 81)
مرقد مطهر امام رضا علیه السلام در مشهد، مکانی بود که بیشترین میزان وقف را در ایران به خود اختصاص داده بود که از جمله آنها موقوفاتی می باشد که شاه عباس به این مکان مقدس اختصاص داده است. شاه عباس در یکی از سفرهایش به مشهد «آب چشمه کلت را از صاحبان خریدند و مقرر شد که آب چشمه با آب رودخانه طوس به آستانه مقدسه آورند و به تغییر دو دروازه به نهری مستقیم از صحن آستانه بگذرانند چنانچه در صحن ایستاده دو دروازه در نظر باشد و این آب را وقف حضرت امام علیه السلام نمودند» (ملاجلال الدین نجم، 1366: 328) همچنین شاه عباس نذر کرده بود که پیاده از اصفهان به زیارت بارگاه رضوی برود. اسکندربیگ ترکمان در این مورد می نویسد:
«چون حضرت اعلی شاهی ظل اللهی نذر فرموده بودند که یک مرتبه از دارالسلطنه اصفهان پیاده به زیارت روضه مقدس مطهر حضرت امام الجن و الانس روند در این سال اراده خاطر اشرف به آن متعلق گشت که آن نذر را بوفا رسانیده بدان سعادت عظمی فایز گردند« (ترکمان، 1387، ج 2: 610)
علاوه بر وقف و نذر بر حرم مطهر رضوی، در موارد متعددی نیز به تجهیز و مرمت حرم توسط پادشاهان و بزرگان دوره صفوی اشاره کرده اند که از جمله آنها اشاره مؤلف ناشناخته کتاب عالم آرای صفوی به دستور شاه اسماعیل مبنی بر مفروش کردن و قرار دادن شمعدان ها و قنادیل طلا در روضه مبارکه می باشد که پس از غارت ازبک ها از این ملزومات تهی گشته بود.
«دانست که ازبکان فرش آستان ملائک آشیان را تالان نموده اند و قنادیل طلا و نقره را با قالی و غیره برده اند و روی کرد به نجم ثانی که:1 برو امشب آستانه را فرش های الوان بگستر و بفرما قنادیل بسیار زرگران امشب با صفاران بسازند و شمعدانهای ما را تمام روشن کن که فردا به زیارت جد بزرگوار مشرف می شوم و نمی توانم که آن آستانه را بی سامان ببینم» (مؤلف ناشناخته، 1363: 290 و 291)
شاه طهماسب نیز خدمات عمرانی زیادی برای آستانه مقدسه امام رضا علیه السلام انجام داد از جمله ابنکه گنبد مبارک امام رضا علیه السلام را مطلا کرده (حسینی استرآبادی، 1364: 54) وباروی مشهد مقدس رضویه را ساخت. (روملو، 1357: 635)
همچنین خود شاه عباس کبیر به مدت سه ماه خادم حرم امام رضا علیه السلام بوده است که این اقدام او مؤلف عالم آرای عباسی را به نگارش این سطور راغب ساخته است: «ماه رجب و شعبان و رمضان را که اشهر حرم و ایام و لیالی متبرکه بود در آن روضه مقدس بطاعت و عبادت گذرانیده، در لیالی جمعه و شبهای مبعث و استفتاح و برات و لیله القدر که افضل ایام و اشرف لیالی مشهور متبرکه است، در روضه منور معطر احیا داشته از اول شام تا طلوع آفتاب بخدمت خادمی و سر شموع گرفتن پرداخته دقیقه از دقایق خدمتکاری فروگذاشت نمیکردند« (ترکمان، 1387، ج 2: 612)
قاضی احمد قمی از احسان و خیراتی که در حق زائرین و مجاورین بارگاه مطهر رضوی توسط محمدخان تکلو خبر داده، می نویسد: «چون خان عالیشأن (محمدخان تکلو شرف الدین اغلی) عشره وقفه ذی حجه را در آن روضه مطهره سدره مرتبه به زیارت و عبادت و احیای لیالی متبرکه گذرانیدند، ترتیب مدفن شریف و مضجع منیف خود در گنبد میرعلیشیر داده، سادات و خدام و عمله و فعله آن سرکار موهبت آثار را با مدرسین و طلبه و فقرا و زوّار از تفقدات و انعامات و تصدقات محظوظ و بهره مند گردانیده، طعام بیشتر از وسع قدرت و حیاض واقعه در صحن آن آستانه را پر از شربت قند کرده، بذل آن جماعت نمود» (حسینی قمی، 1359، ج 1: 391)
در مورد نذورات شاهزاده سلطانم خواهر شاه طهماسب نیز نوشته اند: «از جواهر و نفایس و چینی آلات هر چه داشتند بعضی را نذر حضرت صاحب الزمان و خلیفه الرحمن علیه صلوات من الله الرحمن و پاره ای را نذر حضرت امام همام ضامن ثامن مفترض الطاعه واجب العصمه علیه و آبائه الصلواه و السلام و التحیه فرموده، به مشهد مقدس و روضه اقدس فرستادند» (حسینی قمی، 1359، ج 1: 431)
محمدحسن مستوفی هم که در دوره سلطان حسین می زیسته و مستوفی سرکار فیض آثار (یکی از نام های تشکیلات آستان امام رضا علیه السلام) بوده (مستوفی، 1375: 14) در مورد بذل و بخشش های سلطان حسین به خدام آستانه مقدسه حسین می نویسد: «وظایف و معانی و سیورغال بسیار زیاد از حد به علما و فضلا و سادات و خدمه روضات مقدسات خصوصاً خدام آستانه مشهد مقدس رضوی و سایر مردم داده ...» (مستوفی، 1375: 116)
علاوه بر اینها در مورد بیرم خان بهارلو نیز آمده است که «در این سال مرحومی بیرم خان بهارلو فوت شد. بیرام خان مرد شیعه موالی بود ... پیوسته نذورات به سرکار حضرت امام الهمام مفترض الطاعه واجب العصمه ثامن ضامن سلام الله علیه و سادات و خدام و حفاظ و زوّار و طلبه آن آستانه فرستادی» (حسینی قمی، 1359، ج 1: 405)
لازم به ذکر است که غنی ترین کتابخانه ایران در عصر صفوی، کتابخانه حرم مطهر امام رضا علیه السلام بوده است (صفری، بی تا، 3/232) که ظاهراً دارای کتب فراوانی از علما و مؤلفان شیعی بوده که شهر مشهد را به عنوان یک پایگاه علمی برای مذهب تشیع مطرح ساخته بود. در مجموع، موقوفات و نذوراتی که پادشاهان صفوی برای اماکن مقدس شیعی و در رأس آنها حرم مطهر رضوی داشتند، سهمی بسزا در توسعه فرهنگ وقف به این نوع اماکن و بطور کلی اشاعه فرهنگ وقف در جامعه داشت.
دفن مشاهیر دوره صفوی در بارگاه رضوی
یکی از نشانه های گسترش مذهب تشیع در دوره صفوی تقاضای فراوانی بود که برای مدفون شدن در اماکن شیعی مقدسی مانند حرم مطهر امام رضا علیه السلام و حرم امامزادگان بوجود آمده بود. بارگاه مطهر رضوی بیشترین و بالاترین خواسته ها را در این مورد به خود اختصاص می داد. مدفون شدن افراد مهم اعم از سران حکومتی یا علمای مشور به نوبه خود موجب افزایش آمد و شد به این مکان مقدس می گشت و تأثیر زیادی در اشاعه فرهنگ زیارت می شد. بعنوان نمونه به چندتن از مقامات که در این موضع شریف دفن شدند اشاره می گردد.
در مورد مراسم کفن و دفن حیدر میرزا که رقیب شاه اسماعیل دوم برای تصاحب تاج و تخت شاه طهماسب بود آمده است: «شاهزاده سلطان حیدر را نیز غسل داده چهار نفر از بیلداران برداشته به در آستانه مقدسه منوره سدره مرتبه امامزاده حسین علیه و آبائه السلام بردند که سادات آنجا هر جا که خواهند وی را دفن کنند. سادات او را در آستانه بر سر راه دفن کردند و بعد از دو سال والده معظمه وی نبش جسد مطهر او نموده به آستان ملائک آشیان امام الجن و الانس سلطان ابوالحسن علی ابن موسی الرضا علیه السلام نقل فرمود» (حسینی قمی، 1359، ج 1: 606)
«پهلوان قلی سلطان و حاجم سلطان ازبک ناگهان از جانب خوارزم به حوالی اسفراین آمدند. مجنون سلطان شاملو که حاکم آن دیار بود، با ایشان محاربه کرده به قتل آمد. در جنگ گاه سر مجنون سلطان را از بدن جدا کرده، بردند. بعد از آن جثه وی را نقل مشهد مقدس معلی مزکی نمود. در صحن آستانه مقدسه منوره سدره مرتبه مدفون ساختند. بر لوح مزارش این بیت نقش شده:
تنم را وقت رفتن آستان دوست منزل شد بحمدالله اگر سر رفت خوش سرمنزلی دارم»
(حسینی قمی، 1359، ج 1: 361)
منابع از دفن افراد دیگری چون بهرام میرزا پسر شاه طهماسب (بوداق منشی قزوینی، 1378: 205)، شاهقلی خلیفه مهردار ((حسینی قمی، 1359، ج 1: 394)، میرشمس الدین اسدالله شوشتری صدر مشهور به شاهمیر (عبدی بیگ شیرازی، 1369: 110) مولانا نظام الدین شاه محمود زرین قلم نیشابوری (حسینی قمی، 1359، ج 1: 450) در حرم مطهر رضوی خبر می دهند.
برخی گزارش ها نیز از وصیت افراد برای دفن در آن مکان شریف حکایت دارند. رستم میرزا پسر سام میرزا: «وصیت نموده بود که نعش او را به مشهد مقدس معلی مزکی فرستند که در زمین موسوم به غسلگاه که حضرت امام همام علیه الصلواه و السلام از اجرت کتابت کلام ملک علام آنرا خریده بود، وقف مقابر مؤمنین نموده او را دفن نمایند.» (حسینی قمی، 1359، ج 1: 551)
سادات و آستانه مقدسه علی بن موسی الرضا علیه السلام
سیاست مذهبی و مهمتر از آن، باورهای مذهبی صفویان اینگونه ایجاب می کرد که آنها تلاشی هدفمند برای ارتقاء جایگاه سادات که خود نیز از جمله آنان محسوب می شدند، آغاز کنند. در دوره صفویه سادات از موقعیت اجتماعی بالایی برخوردار بودند. دلیل این امر احترام پادشاهان صفوی و اطرافیان آنها به سادات بود. در این دوره، وجود بارگاه مطهر رضوی در شهر مشهد، موجب جذب سادات حول این مکان مقدس بوده است.
گفته شده که پس از یک رشته قتل و غارت هایی که ازبک ها به رهبری عبدالله خان ازبک انجام دادند، یکی از فضلای مشهد طی نامه ای که به دربار ازبکان نوشته این کار آنها را تقبیح کرده و در خلال این نامه مطالبی را ذکر کرده که تجمع سادات در شهر مشهد از آن قابل استخراج و در تاریخ نگاری آن دوره نمایان است. مؤلف قصص الخاقانی محتوای این نامه را در کتاب خود ذکر کرده است.
«جناب خان و لشکریان ایشان، به چه دلیل و برهان محاصره بلده مشهد مقدس و استیصال مردم او را که اکثراً ذریه حضرت رسول اند، به خود حلال ساخته اند و دست نهیب و تاراج و قتل بر حال و اموال و مزارع مردم و اوقاف سرکار فیض آثار گشاده اند؟ (شاملو، 1371، ج 1: 140)
همچنین او نوشته که: «اوزبکان بی باک سفّاک تیغ های ستم را از غلاف خلاف کشیده در یک طرفه العین چهار هزار سید صحیح النسب را به درجه شهادت مقرون ساختند» (شاملو، 1371، ج 1: 175)
اسکندر بیگ ترکمان نیز به موقعیت بالای برخی از سادات مشهد مقدس اشاره می کند: «از سادات عظام رضوی و موسوی جمعی در مشهد مقدس معلی رفیعه روضه مقدسه و بر مسند عزت و اعتبار تمکن داشتند اما زمره آن طبقه عالیقدر میرزا ابوطالب رضوی ولد ارجمندش میرزا ابوالقاسم بغایت بزرگ منش و عالیشأن و بکثرت مال و منال و رقبات و صنایع مرغوبه منفرد و ممتاز و اجله سادات خراسان خصوصاً مشهد مقدس معلی بعلو شأن و بزرگی آن جناب و خلف موفورالشرف او معترف بودند» (ترکمان، 1387، ج 1: 151) علاوه بر این او ضمن ذکر جریان زیارت شاه اسماعیل، به اظهار محبت او به سادات «عتبه کعبه مرتبه» نیز اشاره می کند که «خاقان سلیمان شأن، مبتهج و مسرور با دلی آسوده و خاطری از فزع دور به مشهد مقدس معلی در آمده جبهه نیاز بر آن آستان ملائک آشیان سلطان خراسان نهاده به لوازم دعا و زیارت پرداختند و سادات و مجاوران آن عتبه کعبه مرتبه را به نوازشات ارجمند مخصوص گردانید...» (ترکمان، 1387، ج 1: 37)
نتیجه
سیاست مذهبی صفویان مبتنی بر استفاده حداکثری از تمامی ظرفیت ها و امکانات موجود برای ترویج و تبلیغ فرهنگ تشیع در جامعه بوده است. یکی از اقدامات فرهنگی مهم صفویان برای استقرار و تثبیت مذهب تشیع، بزرگداشت اماکن شیعی بود. در این میان، حرم مطهر رضوی از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده است.
آنچه اکنون برای ما مشخص شده است، تفاوت زیاد ابراز علاقه مشهود و قابل رؤیت مردم در دوره صفویه نسبت به سایر ادوار می باشد. این اختلاف با استفاده از قرائنی مانند میزان موقوفات و نذورات اختصاص داده شده برای این محل که در منابع تاریخی ثبت گردیده اند، افزایش فراوان دفن افراد مشهور در این مکان مقدس، گزارش های مربوط به زیارت ها و اعتکاف ها و استمدادها، عملیات عمرانی زیادی که در دوره صفویه در این مکان انجام شده و گزارش هایی که از توجه به سادات مقیم این مکان و حتی بطور عام مقیم شهر مشهد مقدس حکایت دارند و چند مورد دیگر قابل سنجش و مطابقت می باشد. همه مواردی که ذکر شد به نوعی تحت تأثیر اراده پادشاهان صفوی برای استفاده از این مکان برای ترویج تشیع بوده است. علاقه قلبی سلاطین صفوی به اهل بیت علیهم السلام زمانی که آنها در حرم مطهر امام رضا علیه السلام حضور می یافتند کاملاً هویدا بوده است. علاق ای که با سیاست مذهبی آنها کاملاً در توافق بوده است و همین امر موجب گشت که این مکان سرآمد همه مکان های مقدس در ایران عصر صفوی شده و شرایط را برای مرکزیت معنوی این مکان و شهر مشهد فراهم سازد.
نکته قابل تأمل در این بین، تأثیر زیاد این اظهار خاکساری ها و عرض ارادت های فراوان پادشاهان صفوی نسبت به امام رضا علیه السلام و آرامگاه شریف ایشان در بین مردم بوده است. بارگاه مطهر رضوی بیشترین حجم گزارش زیارت ها را در منابع دوره صفوی در میان کل زیارت های گزارش شده پادشاهان صفوی به خود اختصاص داده است.
توبه معروف شاه طهماسب که در مسیر مشروعیت بخشی به خاندان صفوی یک حادثه مهم بشمار می رود، در کنار مضجع شریف امام رضا علیه السلام صورت پذیرفته و با مکاشفه ای که از قول شاه طهماسب نقل شده، رنگ و بوی فرا مادی ویژه ای برای آن داده شده که نقطه عطفی برای توجه به بارگاه رضوی در دوره صفوی محسوب می شود.
زیارت با پای پیاده شاه عباس اول از اصفهان تا مشهد نیز برای خواننده امروزی تنه به رؤیا می زند. اما این پیاده روی توسط شخص اول مملکت ایران قدرتمند عصر صفوی که فردی شرابخوار و در عین حال با علائق شیعی بسیار عمیق بوده، صورت پذیرفته و این پادشاه با اقدام خود موجب توجه بیشتر مردم به بزرگداشت شأن و منزلت امام رضا علیه السلام و بارگاه مطهر رضوی شده است.
در مجموع باید گفت در دوره صفوی بارگاه مطهر رضوی به لحاظ معنوی و فیزیکی کانون توجه پادشاهان صفوی برای ترویج و تثبیت مذهب تشیع اثناعشری بوده و نقشی بی بدیل در این امر دارا بوده است.
منابع
- آرام، محمدباقر، (1386)، اندیشه تاریخ نگاری عصر صفوی، تهران، انتشارات امیرکبیر، چاپ اول.
- ابن ابی الحدید معنزلی، عبدالحمید بن هبه الله، (1390)، شرح نهج البلاغه، تهران، کتاب نیستان، چاپ اول.
- احمدی، نزهت، (1390)، در باب اوقاف صفوی، نشرکتابخانه موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، تهران، چاپ اول.
- ایزدی، حسین، (1395)، شکل گیری و تحول مراسم مذهبی در عهد صفویه، نشر پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، قم، چاپ اول.
- ترکمان، اسکندربیگ، (1387)، تاریخ عالم آرای عباسی، زیر نظر ایرج افشار، تهران، انتشارات امیرکبیر، چاپ سوم.
- جوینی، عطاملک علاءالدین، (1376)، تاریخ جهان گشای جوینی، تهران، انتشارات بامداد و انتشارات ارغوان، چاپ سوم.
- حسنی قزوینی، یحیی بن عبداللطیف، (1314)، لب التواریخ، تهران، مؤسسه خاور.
- حسینی استرآبادی، سید حسن بن مرتضی، (1364)، از شیخ صفی تا شاه صفی، باهتمام احسان اشراقی، تهران، انتشارات علمی.
- حسینی تفرشی، ابوالمفاخربن فضل الله، (1388)، تاریخ شاه صفی، تصحیح محسن بهرام نژاد، میراث مکتوب، تهران، چاپ اول.
- حسینی قمی، احمدبن شرف الدین الحسین، (1359)، خلاصه التواریخ، قاضی، تصحیح احسان اشراقی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران،.
- حسینی، خورشاه بن قبادالحسینی، (1379)، تاریخ ایلچی نظام شاه، تصحیح محمدرضا نصیری و کوئیچی هانه دا، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، تهران، چاپ اول.
- روزبهان خنجی، فضل الله، (1341)، مهمان نامه بخارا، به اهتمام منوچهر ستوده، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب.
- روملو، حسن بیگ، (1357)، احسن التواریخ، تصحیح عبدالحسین نوائی، تهران، انتشارات بابک.
- سبزواری، ملامحمدباقر، (1377)، روضه لانوار عباسی، تصحیح اسماعیل چنگیزی اردهایی، تهران، نشر آینه میراث، چاپ اول.
- شاملو، ولی قلی، (1371)، قصص الخاقانی، تصحیح سیدحسن سادات ناصری، تهران، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول.
- شاه طهماسب اول، (1363)، تذکره شاه طهماسب، تهران، انتشارات شرق، چاپ دوم.
- صفری، بابا، (بی تا)، اردبیل در گذرگاه تاریخ، بی نا، تهران، چاپ اول.
- طهرانی، محمدشفیع، (1383)، مرآت واردات، تصحیح منصور صفت گل، تهران، میراث مکتوب.
- عبدی بیگ شیرازی، زین العابدین علی، (1369)، تکمله الاخبار، تصحیح عبدالحسین نوائی، نشرنی، تهران، چاپ اول.
- فاضل بسطامی، نوروز علی بن محمدباقر، (1393)، فردوس التواریخ، مشهد، بنیاد پژوهش های اسلامی، چاپ اول.
- قاسمی حسینی گنابادی، (1387)، شاه اسماعیل نامه، تصحیح جعفر شجاع کیهانی، تهران، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، چاپ اول.
- قزوینی، بوداق منشی، (1378)، جواهر الاخبار، تصحیح محسن بهرام نژاد، تهران، بی نا، چاپ اول.
- کمپفر، انگلبرت، سفرنامه کمپفر، (1360)، ترجمه کیکاووس جهانداری، انتشارات خوارزمی، تهران، چاپ دوم.
- گروهی از نویسندگان، (1388)، تاریخنگاری در ایران، ترجمه و تألیف یعقوب آژند، تهران، نشر گستره، چاپ دوم.
- لاری شیرازی، روح الله (متخلص به فتوحی)، (1389)، شرفنامه، تصحیح محمدباقر وثوقی، تهران، نشر مجلس شورای اسلامی.
- مستوفی، محمدحسن، (1375)، زبده التواریخ، به کوشش بهروز گودرزی، تهران، انتشارات موقوفات دکتر محمود افشار یزدی، چاپ اول.
- منجم، ملاجلال الدین، (1366)، تاریخ عباسی یا روزنامه ملاجلال، به کوشش سیف الله وحیدنیا، بی جا، انتشارات وحید، چاپ اول.
- مؤلف ناشناخته ، (1363)، عالم آرای صفوی، به کوشش یدالله شکری، انتشارات اطلاعات، تهران، چاپ دوم.
- واله قزوینی اصفهانی، محمدیوسف، (1382)، ایران در زمان شاه صفی و شاه عباس دوم (حدیقه ششم و هفتم از روضه هشتم خلد برین)، تصحیح محمدرضا نصیری، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، چاپ دوم.
- وحید قزوینی، محمدطاهر، (1329)، عباسنامه، تصحیح ابراهیم دهگان، اراک، نشر کتابفروشی داودی.
مقاله
- عقیلی، سیداحمد و طباطبایی، سیدمصطفی، (1395)، «پیوستگی وقف و تشیع و تاثیرات اجتماعی اقتصادی آن در ایران عصر صفوی»، وقف میراث جاویدان، شماره 96 و 95، صفحات 77 تا 92.
motahari50@gmail.com دکتری تاریخ اسلام، رئیس پژوهشکده تاریخ و سیره پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی [1]
s.nagafinezhad@gmail.com دکتری تاریخ اسلام، کارشناس امور پژوهشی پژوهشکده تاریخ و سیره پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی [2]